بهروز جلالي‌پور/تقدير حجت الاسلام شهاب مرادي از اطلاع رساني «سلامت» درباره مسايل زناشويي
رسـانـه هـا ايـن آمـوزش هـا را جـدي بـگـيـرنـد

افزايش آسيب?هاي اجتماعي ناشي از اختلالات جنسي زوجين و رفتارهاي پرخطر جنسي، مورد تاکيد بسياري از کارشناسان است. اما آنچه در اين ميان مهم و در عين حال محل اختلاف مي باشد نوع پرداختن رسانه?ها به اين مسايل و ارايه آموزش?هاي صحيح به زوجين و جوانان است...

حجت‌الاسلام شهاب مرادي درخصوص ضرورت آموزش مسايل جنسي به زوجين به خبرنگار ما مي‌گويد: «زوج‌هاي ايراني بيش از آنکه براي استحکام روابطشان به آموزش‌هاي جنسي نياز داشته باشند، بايد درمورد نيازهاي بديهي‌اي که در روابط زناشويي و ديگر ارتباطات زن و شوهر موثر است، اطلاعات درست و علمي دريافت کنند.» وي معتقد است: «يکي از نکاتي که بايد درخصوص اين آمارها و استنادها به آن دقت شود، روش تحقيق و سپس تحليل علمي و درست است. اگر آمار علت 50 درصد طلاق?ها به دليل نارضايتي?هاي جنسي فقط براساس اظهارنظر افراد باشد قابل اتکا نيست و اين تک‌بعدي نگاه کردن به مساله و اعلام آمار، نگاهي عوامانه به مساله طلاق است. تحليلي که به نظر مي‌رسد براي آن بيان مي‌شود تا علل اصلي بررسي و مشخص نشده و تلاشي براي حل آن نيز نشود.» حجت‌الاسلام مرادي، تاکيد مي‌کند که طرح و بيان برخي موضوعات با حيا، ادب و عفت عمومي جامعه مغايرت دارد و نمي‌توان آنها را به‌سادگي آموزش داد و مطرح کرد؛ اما مي‌گويد: «نياز به آموزش در اين بخش وجود دارد ولي رسانه نمي‌تواند و نبايد تمام اين مسووليت را کامل بر دوش بگيرد. براي اين نوع آموزش‌ها به تقسيم کار و تعيين ضوابط روشن و مشخص نياز است. اين نکته را نيز نبايد فراموش کرد که ساختار آموزش برخي موضوعات، رسانه‌اي نيست. مانند آموزش خلباني و شنا که به کارگاه‌هاي تخصصي نياز دارند. اين‌گونه مسايل بايد در کارگاه و گروه‌هاي آموزشي مطرح و بيان شوند.» رسانه‌ها، آن هم نه همه آنها و نه در تمام موضوعات؛ بلکه در شرايطي که موضوعي به مشکل تبديل شده و از مرحله هشدار نيز گذشته باشد، وارد شده‌اند. نمونه آن، اطلاع رساني درمورد بيماري ايدز است که طي دوران طولاني، همچون فروريختن ديوار عظيمي بود. البته هنوز هم چندان نمي‌توان درمورد آن و در تمام موارد و به صراحت و راحتي و چنان که بايد، سخن گفت. درواقع رسانه‌ها نمي‌توانند در زمان و شرايط واقعي و مناسب، اطلاعات مورد نياز را عرضه کنند تا معضل ايجاد نشود؛ بلکه پس از ورود به مرحله بحراني بايد آهسته و با احتياط و در لفافه و با چراغ خاموش حرکت کنند.

حجت‌الاسلام مرادي معتقد است با توجه به استقبالي که از تبليغات و محصولات جنسي مي‌شود؛ مشخص است که در ميان افراد پايگاه مناسبي براي آن ايجاد شده است. وي تصريح مي‌کند: «پدر و مادرهاي بسياري وجود دارند که همچنان معتقدند بيان چنين مسايلي، چشم و گوش فرزندانشان را باز مي‌کند که اين تفکر اصلا مناسب نيست. مشخص است گروه‌هاي مختلف اعم از مجرد و متاهل، داراي تحصيلات آکادميک يا کمتر، کلياتي در مورد مسايل و روابط زناشويي مي‌دانند؛ اما نه واقعيت درست را و براساس اين نادرست‌ها باورهاي غلطي نيز دارند.»

حجت‌الاسلام مرادي، ساختار فرهنگي و مذهبي کشور را به‌گونه‌اي مي‌داند که به‌راحتي نمي‌توان و به مصلحت نيست که تابوهاي آن شکسته شود و اعتقاد دارد اين حفاظت و سکوت خواست عمومي جامعه است. او مي‌گويد: «از يک رسانه عمومي و جمعي نبايد تربيت مستقيم و بي‌واسطه افراد را انتظار داشت؛ بلکه آنها بايد افراد را براي آموزش در فضاهاي درست ترغيب کنند.» وي در خصوص نوع عملکرد رسانه‌ها و جهت‌گيري محتوايي آن اظهار مي‌کند: « رسانه‌ها موظف هستند درخصوص موارد و مسايلي که در معاشرت‌ها بايد رعايت کرد و بيماري‌هايي که وجود دارد هشدارهاي قطعي بدهند. در بخش بعدي بايد نقش ترويجي داشته باشند و به بررسي و ارائه تصويري درست و دقيق از روابط بسامان و نابسامان بپردازند. وظيفه ديگر رسانه، ترغيب افراد براي دريافت اطلاعات و شرکت در کارگاه‌هاي آموزشي است و در آخرين مرحله بايد نقش حمايتي و ناظر داشته باشند و اين فعاليت‌ها را نظاره و رصد کنند.» وي، تاکيد مي‌کند محتواي علمي‌اي که هفته‌نامه «سلامت» براي آموزش انتخاب مي‌کند و نگاهي تخصصي به آن دارد، بسيار مفيد و مناسب است؛ اما به دليل آنکه روزنامه يا مجله در فضاي خانواده وارد مي‌شود و همه افراد امکان دسترسي به آن را دارند و نمي‌توان تفکيک سني براي مطالعه آن برايشان قائل شد، بهتر است که اين اطلاعات به‌صورت ويژه‌نامه‌هايي با قطع کوچک و موردي منتشر شود يا يک رسانه تخصصي در سايت خود، براي کاربران ويژه‌اش صفحه‌اي اختصاص دهد تا بتوانند آنجا به اطلاعات خاص و ضروري دسترسي داشته باشند.

هفته نامه سلامت